مرد پشت نقاب...

پارت 15

آخرشم کارمون به کتک و فحش ناموسی میکشه پلی این دلیل نمیشه که نصف شیرموز کوکی رو من نخورم!

امروزم تو مدرسه تموم شد و دایون و کاترین اخراج شدن البته اخراج که نه یجورایی انتقالشون دادن به یه مدرسه دیگه و یه مجازات سنگین براشون در نظر گرفتن چون مواد مخدر پخش کرده بودن و مچشونو گرفته بودن منو کوک هم انتظار نداشتیم اون دوتا همچین کاری بکنن ارتباطمون قطع نشد باهاشون و اونا هنوزم به کوک وفادارن کاش میتونستم بفهمم راز کوک چیه و با اونا چیکار میکنه.
نکنه کوک این همه سال داره بازیم میده؟
با صدای کوک به خودم اومدم
+بدو بیا دیگههه
نه تمکان نداشت کوک هنچین کاری بکنه اون دوستمه
-اومدممم
جامدادیم رو هم گذاشتم تو کیفم زیپشو بستم و دویدم دنبال کوک
-هی بریم ساندویچ فروشی بغل مدرسه ساندویچ بخوریم؟
+شدت بارونو نمیبینی؟
ـگشنمه خببب
چون پاییز بود هوا زود تاریک شده بود و بارون شدیدی میبارید و ماهم چتر نداشتیم. تو واله های اب میپریدم زیر بارون میچرخیدم وایب عالی داشت.
کوک با دست به یه جا اشاره کرد و گفت
+اونجارو نگا حالم بهم خورد
جایی که نشون میداد رو نگا کردم و دیدم دوتا دختر و پسر سال اولی دارن تانگو میرقصن
-اوققق
اینو گفتم و خندیدیم
عین موش ابکشیده شده بودیم.
هرکاری کردم کوک نیومد باهم بریم ساندویچ بخوریم و اخرشم رفتیم دوکبوکی داغ و تند خوردیم
ساعتو نگا کردم
-کووووک ساعت هشتههههه من باید برم خونههه
+مگه نگفتی خانوادت رفتن بوسان و یه هفته اونجان
-آره خب...
+پس نگرانی کی بهت گیر بده که دیر اومدی خونه؟
-خببب...نه ببین خب عادت کردم و خب خوبیت نداره تا اینوقت شب بیرون باشم
+این وقت شب چیه ساعت هنوز هشتهههه
-...ولی من یازده میخوابمااا
+این که تو مرغی شکی توش نیست ولی نگران نباش تا ساعت یازده میرسونمت خونه فعلا بیا بریم بگردیم
-داری از را بدرم میکنی؟
+آره پاشو بریم
با خودم گفتم خب یه شبه دیگه و بعد پشت سر کوک رفتیم
+میدونی چی حال میده؟
-چی؟
+با سرعت زیاد تو جاده رانندگی کنی در حالی که یه اهنگ راک پخشه
-جاده خیسه خطرناک
+بخاطر همین میگم حال میده
-تو نمیخوای از را بدرم کنی تو عملا میخوای منو به کشتن بدی



ادامه دارد...
لایک و کامنت یادتون نره و اگه از اکسپلور میاید حتما فالو کنید ♥️
آقا من یه عذر خواهی بدهکارم.
این یکی دو روز بخاطر یه مشکل شخصی نتونستم بیام شرمنده.
سعی میکنم جبران کنم رزای من❤️
دیدگاه ها (۲۸)

.PRISON MAFIA.

P7 .PRISON MAFIA.

فیک تهیونگ

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.58(روایت از زبان ا.ت)بع...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

پارت ۳

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

کوچولوی من

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط