{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در خانهٔ دل، شورشِ حسرٺ آمد

باز در خانهٔ دل، شورشِ حسرٺ آمد
شبِ جمعہ شده و وقٺِ زیارٺ آمد
در ڪنارِ پسرش فاطمہ در ڪرب وبلا
چَقَدَر با تنِ بیمار، بہ زحمٺ آمد
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)موتور شخصی دزدیده شد، اما فرد...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

ستاره ی من(پارت 1)

از ترس تا اعتمادpart: 7 ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط