{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و قلبم دوباره تپید

و قلبم دوباره تپید

part: 8

آنها دوباره به خانه برگشتند، اما همه چیز دیگر مثل قبل نبود

جونگ‌کوک هر روز با گل، با عذرخواهی، با حضور واقعی به خانه می‌آمد

ا.ت هم آرام‌آرم باز هم لبخند زد

آنها با هم به پزشک رفتند، با هم نام بچه‌شان را انتخاب کردند

اما هر بار که شب می‌شد و سکوت خانه سنگین می‌شد، ا.ت به گذشته فکر می‌کرد

جونگ‌کوک این را می‌فهمید و هرگز نمی‌گفت

_ پاشو بیا فراموشش کن

فقط دستش را می‌گرفت و می‌گفت:

_ من اینجام. هر چقدر زمان که لازم است، منتظرتم


#فیک_بی_تی_اس #فیک_جونگ_کوک
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

Afterglow

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط