unexpected love 🤎 ☕️

unexpected love 🤎 ☕️
عشق غیره منتظره 🤎 ☕️
انچه گذشت
خوابم نبورد و مجبور شدم
part ¹⁵
مجبور شدم تهیونگ رو بیدار کنم
+تهیونگ..........تهیونگ(یکم بلند تر)
_هوم؟
+میشه برگردی این ور؟
_چرا چیشده (برمیگرده طرف ات)
یکم خجالت کشیدم اما باید میگفتم
+میدونم حرفم درست نیست اما میشه بغلم کنی خوابم نمیبره
ته ویو
یکم از حرفش تعجب کردم و راستش از خجالت کشیدن کیوتش هم خندم گرفته بود
_البته بیا اینجا(دستش رو باز میکنه و ات رو بغل میکنه)
چشم هاش رو بست و خوابش برد منم خوابیدم
صبح
ات ویو
با خوردن نور خورشید تو چشم هام از خواب بیدار شدم و دیدم تهیونگ منو محکم بغل کرده
سعی کردم خودمو از بغلش دربیارم اما حلقه دور کمرم رو محکم تر کرد و گفت
_کجا وروجک کوچولو
+میخوام برم صبحونه درست کنم
_باشه برو
دستش رو باز کرد و سریع بلند شدم و رفتم بیرون کار های لازم رو انجام دادم و رفتم تو اشپز خونه و یه صبحونه خوشمزه درست کردم و دوباره رفتم تو اتاق که دیدم تهیونگ خوابیده
کرم درونم فعال شد
اروم از اتاق اومدم بیرون رفتم وست سالن وایسادم و با صدای بلند گفتم
+تهیووووووووووووووووووووووووووووونگ بدووو بیا
ته ویو
وقتی صدای داد ات رو شنیدم مثل برق گرفته ها از جام پریدم و رفتم تو سالن
_چی شده چی شده
دیدم ات داره میخنده😂😂😂 یهو از خنده مثل جیمین دراز کشید زمین و بازم داشت میخندید😂😂😂 بعد بلند شد و گفت
+هیچی صبحونه اماده ‌کردم بیا بخوریم
_یعنی واقعا که
+خب بیدار نمی شدی تقصیر من چیه؟😂😂
رفتم دست و صورتم و شستم و اومدم صبحونه بخوریم
بعد صبحونه میز رو جمع کردیم که دیدم گوشیم زنگ میخوره
دیدم جیمینه جواب دادم که گفت.......
دیدگاه ها (۱)

رمان

همسر غیره منتظره

منو ببخش پارت ۳

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پسر بد (61)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط