{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_بعد_نفرت

#عشق_بعد_نفرت

ادامه پارت 5

پرش زمانی به فردا صبح

ویو ات
از خواب بیدار شدم رفتم دستو صورتمو شستمو مسواک زدم اومدم بیرون و روتین روزانه ام رو انجام دادم موهامو بالا بستمو رفتم پایین صبحانه رو حاضر کردم و تا اعضا بیان وسایل ناهار رو آماده کردم تا درست کنم
کوک: صبح بخیر(خواب آلود)
ات: صبح بخیر کوکی
کوک: همیشه کوکی صدام کن باشه
ات:(خنده ریز)
تهیونگ: اوممم شما چی میگید اول صبحی(خواب آلود)
کم کم اعضا اومدن نشستن و شروع کردن به خوردن منم ناهار رو آماده میکردم
جیهوپ: دختر بیا یه لقمه بخور بعدش
یونگی: من بهتون گفتم ماشینه از دیروز فقط همون کیمچی رو خورده
ات: نه بیدار شدم یچیزی خوردم
کوک: هعییی میگم یونگی من میخوام ات بامن زندگی کنه تهیونگ رو بهت میدم باشه
تهیونگ: مارو فروختی به یه دختر چقد هولی(پس گردنی)
کوک: آی ات ببین منو میزنه
نامجون: خجالت بکشید خیر سرتون هیونگاش هستین ها
ات:(خنده ریز) نامجونا بچن ولشون کن
کوک: بیا انقدر بچه بازی در آوردی که ات هم بهمون میگه بچه
تهیونگ: تا تو باشی منو به یه دختر نفروشی
یونگی: بخورید بریم کمپانی

(ات بدو بدو رفت اتاقش لباس برای بیرون پوشیدو رفت تو آشپز خونه)



بچه ها عکس لباسشو میزارم براتون
دیدگاه ها (۰)

استایل ات

اسلاید دوم قفلاسلاید سوم اصلی

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط