تو کُجایی سُهراب؟ آب را گِل کردند... چشم ها را بستند و چه
تو کُجایی سُهراب؟ آب را گِل کردند... چشم ها را بستند و چه با دل کردند! وای!سهراب!کُجایی آخَر؟ خون به چشمانِ شقایق کردند... تو کُجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند! همه جا سایه ی دیوار زدند... اِی سُهراب کجایی که بیبنی حالا دلِ خوش مِثقالی است! دِل خوش سیری چَند؟ صَبر کُن سُهراب...! قایقت جا دارد؟؟ منم از همهمه داغِ زمین بیزارم...
- ۷۰۳
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط