سرفه_...سرفه_..._سرفه_....!

سرفه_...سرفه_..._سرفه_....!

به یکی از ایشان گفتم که شلمچه کجاست؟!

چشم هایش شد چشمه اشک.....
سینه اش زخمی بمب های شیمیایی همان جا بود.

@shahidestaan
دیدگاه ها (۱)

گفت چشم های زیبایی داریکاش هیچوقت رد اشک به خویشان نبینندگفت...

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

دختران محجبه، کچل نیستند، گاهی هم بسیار زیباتر هستند، اما حس...

دختران محجبه، کچل نیستندگاهی هم بسیار زیباتر هستند ✨اما حس‌ ...

پشت هر زخمی که خوردم،یکی بود که قسم خورده بوداین کارو نمیکنه...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

⁨⁨.دوستان می‌گویند در پی حمله دشمن به یکی از شناورهای نیروی ...

سیاسی اجتماعی

p30

یک‌طرف، به اصطلاح مردی😏که دغدغه‌اش لاک و ناخن‌هایش است؛ طرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط