{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هر زخمی که خوردم،

پشت هر زخمی که خوردم،
یکی بود که قسم خورده بود
این کارو نمیکنه...

پشت هر شب بیخواب،
یکی بود که گفته بود
من میمونم تا صبح...

پشت هر اشک،
یکی بود که دستش رو گذاشته بود رو قلبش و گفته بود
من هیچوقت کاری نمیکنم که گریه ات بگیره...

پشت هر شکستن،
یکی بود که با اطمینان گفته بود
من سنگ صبورم، نمیشکنم...

و حالا...
پشت همهی این زخما،
فقط یه سایه مونده
و یه جمله که هر بار بلندتر میشه:

"من گفتم که این کارو نمیکنم..."
— ولی کرد.
به هیچ آغازی اعتماد نکنید 💔
دختر جنوبی 💔
🥀 غـــم تـــا ابـــد 🖤
@zeinab3124
دیدگاه ها (۳)

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

dark life = 27

پارت ۴

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

برده عمارت جئون

رقص مرگ و عشقP⁴_ل...لعنتی این چش بودلباسم رو تکوندم و نشستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط