🌷مجروح شده بود منتقل شد بیمارستان قائم شهر مازندران تخ

🌷مجروح شده بود منتقل شد بیمارستان قائم شهر مازندران تخت کم داشتند و او را بردند بخش زنان و زایمان بچه ها هم که فهمیدند هی زنگ میزدند و میگفتند لطفاً وصل کنید بخش زنان و زایمان اتاق آقای شوشتری روی آقایش تکیه میکردند! یکبار بهش زنگ زدم و گفتم: میدانی کجا بستری‌ات کرده‌اند؟ گفت: آبروی من را بردید! بیا من را ببر نیشابور یا انتقال بده مشهد . بچه ها مرتب زنگ میزنند و حرف های نامربوط می گویند

✍روایت: شانزدهم

📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوج‌بندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری"

#سپاه
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🌹
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۰)

🌷نیشابور که بودیم پدر شبها خانه نبود منافقین خبر داشتند. سا...

🌷در نیمه باز بود که یکی خودش را انداخت داخل خانه یک دستش رو...

مادری که جسد تکه تکه شده پسرش را "تنها" و با دست هایش دفن کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط