تلخ و شیرین p6کمدی😂

😐بدون نام 😐:آیدا: ایییییییییی پام مارال نجاتم بده خواهش میکنم عااییییی دهنم مسواک کردی بابا به سگت بگو بره کنار اخخخخخخ بابا گاز نگیر دیگه بچه . مارال:بگو گلابی خوردم بی احترامی کردم 😂. آیدا: بخند، بخند بعدا آسفالت میشی خواهر هعییییی چاره نیست مارال گلابی خوردم بهت بی احترامی کردم🥺. مارال: آفرین دختر خوب😉 پاپی ولش کن پای بدبخت خونریزی کرد . آیدا: ای خیر نبینی ایشش چندشش بلند شدم😑. مارال:حالا باید بریم به سمت عمارت گروهی مون . آیدا: وای دوباره باید اون گربه بی ادب ببینم آخه مگه من حوصله دارم با این سر وکله بزنم. مارال: هی حواست باشه قرار نیست اگه اون چیزی گفت اذیتش کنی😠. آیدا: چشم مامان بزرگ عمر دیگه. مارال:پاشو بیا صبحونه بخور پی (* یعنی عجب گیری کردیم ها *) آیدا: سنی ذلیل قالاسان اوشاخ (معنی زلیل بشی بچه) . مارال: عجب بدو سریع آماده شو سریع. آیدا: باش. *۳۰ دقیقه بعد* ایدا: هعی مارال کجایی؟ نگو که.. آه این منو جا گذاشته باز رفته 😕 آخه بی خبر رفته. مارال:پخخخ. آیدا:س^_^گ تو روح^_^ت آخه این چه کاریه میکنی بی فانوس کم مونده قلبم تو دهنم احساس کنم * و بله آیدا با کیف در دستش محکم زد تو سر مارال و مارال در حال خندیدن به حرص خوردن آیدا بعد از دو دقیقه هردو راضی شدن به سمت عمارت برن. آیدا: عه چرا این شکلی وادافاخ چقدر زشته آخه اینم شد عمارت گروهی. مارال: غر نزن عه مگه نگفتم اون سبک دیگه ای دارن. آیدا: 😕 یه سوال خیلی لوسم نه؟ . مارال:آره. آیدا: خوب تورو سننه 🤨. مارال:بفرما زنگ بزن تا خودم شیهدت نکردم 😤. آیدا: عه وا چشم . (&زنگ دره ) دوسش نداری به منم ربطی نداره اصلا تو رو سننه عه خواننده بدجین :داشتم واسه خوش آمد گویی به دخترا یکم کلوچه درست میکردم که زنگ در خورد منم چون نزدیک تر از همه بودم رفتم در باز کردم که با صحنه زیبای گیس کشیدن آیدا توسط مارال روبه‌رو شدم. مارال: عه سلام. آیدا: سلاممم آخ ول‌کن موهامو 🥺 به خدا گناه دارم جین: یاع یاع شما همیشه این شکلی هستید. مارال: نه آیدا داشت میوفتاد منم از موهاش گرفتم واسه همین. جین: اها خوب بفرمایید تو دم در زشته😊 . آیدا: چوک یاوا یالان دانشه ی سن (معنی خیلی بعد دروغ میگی) . مارال: چوخ ممنون. جین: چی میگن شما دوتا ؟ . مارال:هیچی آیدا پرسید اینجا چقدر باحاله منم گفتم آره‌‌. آیدا: دروغ گو (با لحن خیلی آروم). یونگی: داشتم با دخترا خوش و بش می کردیم که یهو اون دختره با مارال اومدن آخه الان من چطوری اینو تحمل کنم 😾 . آیدا: با مارال وارد سالن شدیم که چشم خورد به اون گربه بد، ایشششش حالا خوبه انسان هستم رو*ح نیستم اینجوری نگاه میکنه به خدا فقط یه تو بگی کارت رو تموم میکنم. مارال:سلام به همه گی . آیدا :سلام. بقیه : سلام. پینکی:آیدا کجا مونده بودید دیر کردید؟. آیدا: ماجراها داشتیم واسه همینه بعدا بهت میگم. پینکی :باش. شیدا:میگم مارال تا حالا خوشمزه ترین شیرینی خوردی ؟‌. مارال: چطور؟ آره خوردم. شیدا : اینم بخور بگو. مارال: چه خوشمزه ست اینو کی درست کرده. شیدا:جین‌. آیدا: ای جان الان فهمیدم چرا اعضا به جین میگن مامان😂. کوک: این تازه اولش کارهای دیگه ای هم هست که ما بهش میگم مامان😉. آیدا: حتما مثلا مامان ها غر میزنه😂‌. جی هوپ: دقیقا ...‌ . یونگی: واقعا که تو خیلی پرو هستی. آیدا: خودت خواستی😉. یونگی :چیو خواستم😾. آیدا: ایششش مگه باید بفهمی حالا که میخوای تو الان به من گفتی تو منم سر همین قول قرار داشتم😉🙂. یونگی:مسخره😑. آیدا: فردا مبینمت، راستی اتاق من کجاست؟. مارال: طبقه سوم واحد چهار مال تو هستش.
دیدگاه ها (۱)

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

یاد تون گفتم دلم میخواد ادیت بزنم با آهنگ عه الان زدم بعد حا...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط