ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

استاد و ددی من (۱)

صدای آلارم

یونگی:
اههه دباره چی میشد امسال نرمم اهه تر زدم به این زندگی

مامان یونگی: پسرم بیدار شو عزیزم، وقت مدرسس

یونگی: اومدم
کارای لازمو انجام دادم و رفتم صبحونم رو خوردم و راه افتادی

۴ دقیقه بعد

یونگی:
سر کلاس نشسته بودم که استادمون اومد باورتون نیشمه شبیه بچه هاس 😄

جیمین: خب سلام من پارک جیمین هستم و امید وارم سال خوبی پیش هم داشته باشیم
حالا خودتون رو معرفی کنید اول تو

دختری مو بلند و صورتی جواب داد: لونا هستم

و بعد پسری با موهای قهوه ای جواب داد: سوک جو هستم
و......
جیمین: و شما

یونگی: مین یونگی هستم

جیمین:خب بیریم سراغ درسمون

چند دقیقه بعد زنگ خورد

یونگی:
بلندشم برم که یه دختره خورد بهم

لونا: اخ ببخشید

یونگی:
جوابی ندادم و رفتم بوفه مدرسه
نشسته بودم که زنگ خورد بر گشتم کلاس
نشسته بودم که استادمون اومد هاه؟ دخترهه
اره دختره خیلی خوشگل بود موهاش مشکی بود

یورا: سلام من استادتون هستم و اسمم سون یورا هستم

چند ساعت بعد زنگ خونه

یونگی:
زنگ خونه خورد از مدرسه رفتم بیرون که
یه کسی صدام کرد صدام کرد

لونا: هی یونگی بیا باهم بریم

یونگی: چرا اون وقت

لونا: همین جوری

یونگی: اوکی

یونگی:
با دختره راه افتادم هیچی نمی گفت منم چیزی نگفتم

لونا: خب من دیگه میرم خونم اینجاس بای ☺️

یونگی: باشه بای

یونگی:
منم بعد چند دقیقه رسیدم خونه خسته بودم پس رفتم بخابم

خب خب این پارت اول باقیش رو هم میزارم
بای بای بوس بهتون
😘😘💞💞🍒🍒🎀🎀🍓🍓
دیدگاه ها (۱۷)

اگر از رمان خوشتون نمیاد کافیه فقط بگین😐😐پارت دولونا: چرا آخ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

سناریو در خواستیییی چیفویو

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

وقتی درسش بد بود و..

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

پارت جدید ..میگذرد..

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط