{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my neighbour childhood friend:part9:

my neighbour childhood friend:part9:

ویو یونگی:

یهو مامان جونگ کوک اومد دم در و جونگ کوک با ترس رفت عقب. با دیدن شلاق تو دست مامان جونگ کوک دست جیمین رو محکم تر گرفتم. یه حسی بهم میگفت که مامانش درمورد جونگ کوک و تهیونگ با خبر شده.

(م.ج: مامان جونگ کوک ٫ب.ج:برادر جونگ کوک)

م.ج: کدومتون تهیونگ؟*عمه من*

من و جیمین بهم دیگه نگاه کردیم و بعد دوباره با مامان جونگ کوک.

جیمین؟هیچکدوم. من جیمین هستم دوست جونگ کوک و اینم یونگی برادر جدیدم.

وقتی شنیدم بهم گفت برادر جدیدم قلبم ریخت. برادر؟ با احساسات من به این جوجه مو طلایی نمیشه گفت برادریم.

مامان جونگ کوک با شک بهمون نگاه کرد. جونگ کوک دستاش می‌لرزید. برادر جونگ کوک اومد و دست جونگ کوک رو گرفت.

ب.ج:یونگی،جیمین،خوش اومدید. مامان بعداً دوباره در موردش صحبت میکنیم. شما پسرا برید تو اتاق منم میام.

.........⁦^⁠_⁠^⁩........
سلام چطورین. دیگه این فیک ادامه دار نیست چون واقعاً کسی حمایت نمیکنه. پس این فیک رو دیگه آزاد میزارم خودتون آخرش رو تو ذهتون بسازید
دیدگاه ها (۱۹)

You are paying back karma پارت²⁵تهیونگ و جونگ کوک روبه روی ه...

سناریو

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط