{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشی

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشی
برای بردن از یادم ، چه بی رحمانه میکوشی

نگاه سرد چشمانت ، نشان از بی کسی دارد
سکوتت می نمایاند ، زبان تلخ خاموشی

اگر تن زخمی و سردی ، به احساسات عریانت
ردای سرخ عشقم را چرا دیگر نمی پوشی

به یادم هست میگفتی ، که مستت میکند چشمم
تو از جام می عشقم ، چرا دیگر نمی نوشی

گر از هشیاری ات گفتم ، پشیمانم ، نمیخواهم!
تورا پیوسته میخواهم ، به بد مستی و بیهوشی

برایت قصه ها گفتم ، ز رویاهای دیرینم
مگر بیدار گرداند ، تورا از خواب مدهوشی
دیدگاه ها (۲)

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم ، چه ...

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم ، چه ...

به یغما برده قلبت را، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم، چه بی...

به یغما برده قلبت را، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم، چه بی...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

کی بربم آلمان

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

سر از دست‌دادیم،سرور از دست دادیم تو علی بودی‌،پس پدر از دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط