{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۱۵سال گذشت! انگار همین دیروز بود ک شمع ۶ سالگیمو باذوق کو

۱۵سال گذشت! انگار همین دیروز بود ک شمع ۶ سالگیمو باذوق کودکانه فوت کردم.
یادش بخیر!کاش همونقدر کوچیک میموندم،بزرگ شدن ارزویی بود ک ب امتحان کردنش نمی ارزید.دنیای قشنگ و رنگاوارنگی داشتم،دنیای آدم بزرگا خاکستریه وچیز قشنگی نداره.
۱۵سالگی برای من سال تحول بود،آدم های جدیدی تو زندگیم اومدن،غیر ممکن های زندگیم ممکن شدن و دنیا باز بهم نشون داد ک هیچ چیز غیر ممکنی وجود نداره،فهمیدم نباید رو حرف هیچکس حساب باز کنی مخصوصا آدمایی ک ادعا دارن تا آخرش مث کوه پشتتن و اگ دنیا هم بهم بریزه بازم پیشتن،چون یهو ب خودت میای و میبینی همون آدم گذاشته رفته و تو میمونی با ی دنیا سوال ک چیشد،کجا رفت اونی ک این همه ادعا رفاقتش میشد،سر چی فروختت.
کارایی کردم ک تو مغزم نمیگنجید و دگ یاد گرفتم چطور با دنیا و آدماش بسازم،سخت بودولی شد.
یکسال بزرگترشدم،باید عاقلانه تر فکر کنم،تصمیم بگیرم و رفتار کنم،نباید مث سال گذشته باشم.
۱۶سالگیمو شروع میکنم ب امید اتفاقای خوب،ب امید همون بالاسری ک هوامو داشته باشه
تولدم مبارک❤
دیدگاه ها (۹۷)

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

#کپشن🍂‌365 روز دیگ از زندگیم گذشت✨365 روزی ک از تمام خوب یا ...

من از دنیای مجازی هیچ خیری ندیدم .... از دختر هم شانسی نیاور...

و امروز🙂.....هشتمین سالگرد بی تی اس♡~♡هشت سال از زمانیکه این...

بچه ک بودم همش فکر میکردم اگ بزرگ بشم خیلی خوشحالم و زندگیم ...

من همون آدمیم ک‌ ب دنیا اومد ولی دنیا بهش نیومد باور کنید جد...

در پاسخ ب این مرد من این رو قبول ندارم! کسی ک ارایش میگه بر...

میدونی چیهبرام سواله چرا اینقدر بچگیامون قشنگ و رنگی رنگی بو...

توجه:بچه ها میخام داستان زندگیمو بگم هر کی دوست داشت بخونه.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط