فصل اول | مدرسه آویدقسمت پنجم | آغاز یک روز تازه

هر روز صبح، دانش‌آموزان از جادهٔ منتهی به مدرسه می‌رسیدند و یکی‌یکی از دروازهٔ آوید عبور می‌کردند. کم‌کم حیاطی که تا چند دقیقه قبل خلوت بود، پر از صدای قدم‌ها، گفت‌وگوها و خنده‌های بچه‌ها می‌شد. مدرسه جان تازه‌ای می‌گرفت و روزی دیگر در آن آغاز می‌شد.

آوید مدرسه‌ای با حیاطی بزرگ، درختانی پراکنده، کلاس‌هایی قدیمی و امکاناتی بود که همه به یک اندازه از آن‌ها رضایت نداشتند. مدرسه از خانه‌ها فاصله داشت، جاده‌ای طولانی به آن می‌رسید و کوه‌های اطراف، منظرهٔ همیشگی آن بودند.

این مدرسه، با تمام زیبایی‌ها و کم‌وکاستی‌هایش، بخشی از زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزانش بود.

اینجا مدرسهٔ آوید بود؛ جایی که داستان ما از آن آغاز می‌شد.
دیدگاه ها (۰)

فصل اول | مدرسه آویدقسمت اول | مدرسهای به نام آوید

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

فصل اول | مدرسه آویدقسمت چهارم | بخشهای دیگر مدرسه

فصل اول | مدرسه آویدقسمت ششم | پشت در کلاس چهارم

مدرسه رفتن به سبک ولیعهد

🎒📚🌸 آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس مبارک 🌸📚🎒مهرماه از راه ...

🎒📚🌸 آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس مبارک 🌸📚🎒مهرماه از راه ...

🎬 نام فارسی: مدرسهٔ خدایان: دانش‌آموز بازماندهنام انگلیسی: K...

زمان شاه تو مدرسه بهمون موز میدادن

🔺 پیام رهبر معظم انقلاب به‌مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط