شب چو در بستم و مست از می ‌نابش کردم

شب چو در بستم و مست از می ‌نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم

.
#الهی_نگاهی
دیدگاه ها (۲)

افتاده در چشم تو صاف

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

part 9

وقتی لب تو خنده زد

dark life = 33

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

و قلبم دوباره تپیدpart: 7 ...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط