چه خوب می شد اگر همدیگر را می دیدیم و لبخندی می زدیم . چه

چه خوب می شد اگر همدیگر را می دیدیم و لبخندی می زدیم . چه انرژی سرشاری هست در این لبخند ... زنی را می دیدی و بدون هیچ نیتی به او می گفتی : شما امروز زیباتر شده اید و او هم لبخندی می زد و یا مردی را می دیدی و می گفتی : امروز از همیشه برازنده ترید و ... ایکاش در شهر من هیچکس گوشه خالی صندلی اتوبوس را انتخاب نمی کرد ، ایکاش در پیاده رو ها آدمها به همدیگر لبخند می زدند و هیچ خشمی ، قضاوتی و کینه ای پشت نگاه هامان نبود ، ایکاش ... و ایکاش زندگی را همیشه در روی خوشش می دیدیم !
#ای_لیا

‎‌‌‌‌‎‌
دیدگاه ها (۲)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شا...

در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شا...

در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شا...

اسم رمان: میان انفجار و امید پارت 2 میدوریا سوار اتوبوس شد و...

دو هفته گذشت...برف‌های زمستان آرام‌آرام روی بام‌های قصر نشست...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

The most beautiful*part 1*..لبخندت همیشه زیباترین چیزی بود ک...

رویایه ریون پارت ۷ 🖤🌙💫

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط