{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی وفایی کردی و هر دم وفایت می کنم

بی وفایی کردی و هر دم وفایت می کنم
عاشقانه جان و دل را هم فدایت می کنم

بی تو در هر لحظه می مانم به یاد و خاطرت
در خیالم بارها از نو صدایت می کنم

با وجود آنکه می دانم ز یادت رفته ام
در تمام روزها دائم هوایت می کنم

ای که بر لوح دلم با غصه خنجر میزنی
مرهم زخم دلم را ، خاک پایت می کنم

می کشی آخر مرا با اینهمه جور و جفا
من ولی هرشب مدارا با جفایت می کنم

رفته ای نامهربانی می کنی با قلب من
با همان نا مهربانی ها ، دعایت می کنم

گرچه می دانم نمی خواهی دگر عشق مرا
باز با عشق دل خود آشنایت می کنم
دیدگاه ها (۴)

نام تو مگر چیست؟ که شرط ضربان است.خونیست ،که در رگ رگ ابیات ...

میشود آیا شبی مهتاب شام من شویلحظه زیبای وصل اختتام من شوی....

دلم به دام نگاهت اسیرتر شده استچقدر ماهِ رخت سربه زیرتر شده ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

بی وفایی کردی و هر دم وفایت می کنمعاشقانه جان و دل را هم فدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط