{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لره میخاست مسیحی بشه پدر روحانی بهش میگه شرطش اینه که گوش

لره میخاست مسیحی بشه پدر روحانی بهش میگه شرطش اینه که گوشت و مرغ نباید بخوری.لره قبول میکنه.پدر سه بار آب مقدس میریزه روصورته لره و باهر بار میگه تو دیگه لر نیستی مسیحی هستى.خلاصه لره مسیحی میشه بعداز یه هفته میبینن مرغای کلیسا کم میشه یه شب لررو تعقیب میکنن میبینن میره مرغارو میبره حموم سه بار آب مقدس میریزه روصورتشونو میگه تو دیگه مرغ نیستی بادمجونی...
دیدگاه ها (۱)

بزرگترين شکست زندگيم زماني بود که....توي دانشگاه سر جلسه امت...

نمازجماعت

سکوت گورستان رامیشنوى؟دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد ...

تیم ملی فلسطین بدون عذرخواهی و به دلیل آنچه که مشکلات فنی خو...

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

You are paying back karma ¹⁰پارت¹⁶:⁰³آلفا به آرومی در اتاق ب...

#ارباب_منPart: 12ویو: فردا صبحته: با تکون خوردن چیزی تو بغلم...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.7کانگ وو سریع وارد...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

[•] عمارت عشق [•] part: 13اون دختر شبیه هومیکو بود فقط ورژن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط