#ساده_پوش بود دو تا #پیراهن بیشتر نداشت گاهی اوقات ما #اع

#ساده_پوش بود دو تا #پیراهن بیشتر نداشت گاهی اوقات ما #اعتراض میکردیم و می گفتیم:«خب! یه دست لباس نو بگیر اینا خیلی #کهنه شده.»
می گفت:«دلیلی نداره! همین که تمیز و مرتّب باشه،خوبه،هنوز قابل استفاده است»

یک روز #ظهر همه در خانه جمع بودیم و مشغول #ناهار خوردن #فقیری زنگ خانه را به صدا درآورد او بدون کوچکترین مکثی و بی هیچ حرفی بلند شد، #غذای خودش را برد داد دم در،و گفت:«اینو بدین بهش، من #نون_و_پنیر می خورم.»
#شهید_مجید_پازوکی🌹 #سالروز_شهادت
دیدگاه ها (۲)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

در محضر شهداسیره_شهدا ساده پوش بود☺ ️دو تا پیراهن بیشتر نداش...

...مقایسه زنان قدیم و جدید جالبه تا آخر بخونین صبح س...

صبح ساعت ۵ قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخوان...

اینم به شیرین کاری رسیده بر علیه خانوم های امروزی! مقایسه ز...

تفاوت زن قدیم با جدید این مطلب فقط جنبه طنز دارد! صبح ساعت ۵...

تفاوت زن هاي قديمي با زن هاي جديد !! صبح ساعت 5 قديم: به آهس...

آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالی که خانمش...

پارت 46دامیا: زود اینا رو بپوش و بیا تویه آشپز خانه ات: من ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط