{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو شکست خورده

سناریو شکست خورده
شینیگامی گفت : می خوای بودنی م کی هستم من یه بازندم
کوکو گفت: چرا به ما کمک کردی
شینیگامی گفت :چون نمی خوام مرگتون رو ببینم
و بعد رفت و کوکو و اینوپی رو تنها گذاشت
کوکو زنگ زد به مایکی
و مایکی و دراکن سوار موتور شدن
۲۰ دقیقه بعد
مایکی:چی شده کوکو
کوکو :یه سری اتفاق هایی افتاد
اینوپی : در حال توضیح دادن
دراکن: پس موچی خیانت کار بود
مایکی : فکر نمیکردم بعد این همه سال هنوز هم طرف لیگ شرور ها باشه
مایکی: راستی چیزی از اون یارو شینیگامی فهمیدید
کوکو : نه زیاد
اینوپی: یکم حس عجیبی نسبت بهش دارم
چند روز بعد
ویو کیساکی
دیدگاه ها (۱)

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

وقتی که دیگه برات مهم نیستم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁸چند قدم به سمتم اومد.روبه‌روش وایسادم...

هانما

سلام یه چن روز نیستم یه اتفاقی افتاده باید از شهر خودمون بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط