{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو ماه کوچولو من

پارت دو ماه کوچولو من

ویو ات
خیلی ترسید بودم اما داشت یه کاری میکرد اما من نفهمیدم چی بود که یهو یکی از اون پسر دستم رو گرفت و من جیغ زدم پسر میخواست بوسم کنه اما من تقلا میکردم
ات: نه ولم کن
پسر دومی: بیا خوشگم خودش میگذره
اما با ترس: و.. ولش کنین
پسر اولی اومد و اما رو گرفت و اما هم جیغ میزد
پسر دومی یهو ات رو به زور بوس کرد و ات تقلا میکرد که یهو .....
ویو مایکی داشتم با کنچی قدم میزدم و راجب حسم به ات باهاش حرف میزدم که یهو یه پیام برام اومد و تا پیام اما رو دیدم اعصبانی شودم و
مایکی با اعصبانیت: دراکن اما و ات به کمک نیاز دارن
دراکن: یعنی چی اونا که رفتن پاساژ
مایکی: چندتا پسر مزاحمشون شودن
دراکن هم اعصبانی شود و دوتاشون سوار موتور شودن و رفتن به آدرسی که اما فرستاده بود
ویو راوی
در خماری بمانید 💃🏻💃🏻💃🏻





























خماری پایان یافت
ویو ات
که یهو... یکی اون پسر پرت شود اونور ته کوچه دیدم مایکی اومد
مایکی با نگرانی: خوبی ؟
ات لال شود بود از ترس و با گریه رفت تو بغل مایکی و مایکی هم ات رو بغل کرد
دراکن تا می‌شود اون پسر رو زد و از اما جدا کرد و اما رو با نگرانی بغل کرد
ویو مایکی ات ترسید....کسی که عاشقشم داره تو بغلم گریه می‌کنه .... چیکار‌ کنم
ویو من بدبخت
مایکی اشک های ات رو پاک کرد و یهو ات رو بوسید ات تعجب کرد اما همراهی کرد و بعد جدا شود
مایکی: دوست دارم ماه من
بل : من دوست ندارم...
مایکی تعجب کرد و ناراحت شود: ها ؟

پایان 👏🏻.......












تمام نشود بابا 😈😈 هاها هاهاهاهاها
ات: دوست ندارم .... عاشقتم
مایکی از خوشحالی ات رو بغل کرد و تو هوا چرخوند

پایان 😋
اگه بد شود ببخشید این اولین سناریو ای بود که نوشتم 🥺
سناریو بعدی از کوکو جان 🤌🏻😋
دیدگاه ها (۰)

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

خوشگلا می‌خوام سناریو فعالیت کنم لطفاً بگین از کی سناریو بنو...

پارت جدید .. میگذرد ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط