بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازنینم
بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازنینم
کشته ی رنج و عذابم کاش بودی،نازنینم
مثل پیچک دور خود می پیچم از تنهایی ام
دائماً در پیـچ و تابم کــاش بـودی،نازنینم
حـرف ها دارم ولی ای خوب من غیر تـو
کس نمی داند جوابم کاش بودی،نازنینم
تازگی مثل حـبابم کاش بودی،نازنینم
تا به کی باید بمانم بین پهنای کویر
سالها محتاج آبم کاش بودی،نازنینم
پرتو خورشید رویت، مثل برف نیمروز
می کند این جا مذابم کاش بودی،نازنینم
کشته ی رنج و عذابم کاش بودی،نازنینم
مثل پیچک دور خود می پیچم از تنهایی ام
دائماً در پیـچ و تابم کــاش بـودی،نازنینم
حـرف ها دارم ولی ای خوب من غیر تـو
کس نمی داند جوابم کاش بودی،نازنینم
تازگی مثل حـبابم کاش بودی،نازنینم
تا به کی باید بمانم بین پهنای کویر
سالها محتاج آبم کاش بودی،نازنینم
پرتو خورشید رویت، مثل برف نیمروز
می کند این جا مذابم کاش بودی،نازنینم
- ۱.۵k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط