{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشته اند وقتى كه برادران يوسف(ع) به پدر گفتند: يوسف را گ

نوشته اند وقتى كه برادران يوسف(ع) به پدر گفتند: يوسف را گرگ خورد، يعقوب(ع) فرمود: اگر راست مى گوئيد، گرگى كه او را خورده را بگيريد و نزد من بیاوريد.
آنها رفتند و گرگى را گرفتند و دست و پايش را بستند و نزد پدر آوردند و نمی دانستند كه گرگ سخن مى گويد و دروغ آنها آشكار مى شود.
حضرت يعقوب(ع) گفت: اى گرگ! شرم نكردى كه ميوۀ دل و روشنائى چشم مرا خوردى؟!
به اذن خدا، گرگ به زبان فصيح عرض كرد: خداوند گوشت و خون پيامبران را بر من حرام كرده. اينها دروغ مى گويند، من در اين مكان غريب هستم. فرزندان شما مرا گرفتند و بستند و حضور شما آوردند.

امام رضا(عليه السلام) فرمودند:
چند حيوان وارد بهشت مى شوند:
1- الاغ بلعم
2- سگ اصحاب كهف
3- گرگ يوسف، كه برادرانش آن را به خوردن يوسف متهم كردند.
منابع:
تفسير جامع، ج 3، ص 323
تفسير آسان، ج 8، ص 79
دیدگاه ها (۷)

ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆ ﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺎ ﺟﻤﻌﻰ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺮﻯ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻴ...

خاطره حاج آقا قرائتی از دیدن یک دختر زیبا در اتاق رئیس!من در...

امشب همزمان با حلول ماه ذي الحجهفرشتگان هفت آسمان را آذين بس...

مه لقا جام بزرگ، بانوی تیراندازِ همیشه محجّبه و چادری؛ حتی د...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پس اگر حضرات ابراهیم و...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و ...بنابراین سلسله نس...

منتخب روز جمعه از....

منتخب روز....از آموزگار بیاموزیم .....وگرنه روزگار ....

《فَقَطَعُوهُ بسُیوفَهُم اِرباً اِرباً》 وقتی برادران یوسف بدو...

کیا می دونستند؟(منبع روایت:الکافی،جلد۳ص۷۶۰)..نمی‌توان این جر...

سی وپنجمین سالگردارتحال جانسوزامام خمینی(ره)تسلیت باد

بسم رب المهدی عج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط