دوش که غم پرده ما می‌درید

دوش که غم پرده ما می‌درید
خار غم اندر دل ما می‌خلید

در بَرِ استاد خرد پیشه‌ام
طرح نمودم غم و اندیشه‌ام

کاو به کف آیینه تدبیر داشت
بخت جوان و خرد پیر داشت

پیر خرد پیشه و نورانی‌ام
برد ز دل زنگ پریشانی‌ام

گفت که «در زندگی ‌آزاد باش!
هان! گذران است جهان شاد باش!

رو به خودت نسبت هستی مده!
دل به چنین مستی و پستی مده!

زانچه نداری ز چه افسرده‌ای
وز غم و اندوه دل آزرده‌ای؟!

گر ببرد ور بدهد دست دوست
ور بِبَرد ور بنهد مُلک اوست

ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم
کج نشود دست قضا را قلم

آنچه خدا خواست همان می‌شود
وانچه دلت خواست نه آن می‌شود
دیدگاه ها (۲)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

علامه طباطبایی (ره) : من از #سکوت آثار گرانبهایی را مشاهده ک...

اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْهَا وَمِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْت...

🍃 ساقیا آمدن عید مبارک بادتوان مواعید که کردی مرواد از یادتد...

🍃 ساقیا آمدن عید مبارک بادتوان مواعید که کردی مرواد از یادتد...

غزلی از حافظ

تقدیم به دلآرام خانم: آهنگ مادر پیر از ناصر عبداللهی... ماد...

از غم جدا مشو که غنا می دهد به دلاما چه غم غمی که خدا می دهد...

مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرادرس غم داد در این مدرسه است...

. . مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرادرس غم داد در اين مدرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط