.
.
.
مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا
درس غم داد در اين مدرسه استاد مرا
دل من پير شد از بس كه جفا ديد و جفا
ندهد سود دگر قامت شمشاد مرا
آنچه مي خواست دلم چرخ جفا پيشه نداد
وآنچه بيزار از آن بود دلم ، داد مرا
غم مگر بيشتر از اهل جهان بود كه چرخ
ديد و سنجيد و پسنديد و فرستاد مرا
در دلم ريخته بس بر سر هم غم سرغم
دل مخوانيد ، خدا داده غم آباد مرا
زندگي يك نفسم مايه ي شادي نشده است
آه اگر مرگ نخواهد كه كند شاد مرا
ترسم از ضعف ، پريدن ز قفس نتوانم
گر كه صياد ، زماني كند آزاد مرا
آرزوي چمنم كم كمك از خاطر رفت
بس در اين كنج قفس بال و پر افتاد مرا
يك دل و اين همه آشوب و غم و درد عماد
كاشكي مادر ايام نميزاد مرا
عماد خراسانی
.
1
.
مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا
درس غم داد در اين مدرسه استاد مرا
دل من پير شد از بس كه جفا ديد و جفا
ندهد سود دگر قامت شمشاد مرا
آنچه مي خواست دلم چرخ جفا پيشه نداد
وآنچه بيزار از آن بود دلم ، داد مرا
غم مگر بيشتر از اهل جهان بود كه چرخ
ديد و سنجيد و پسنديد و فرستاد مرا
در دلم ريخته بس بر سر هم غم سرغم
دل مخوانيد ، خدا داده غم آباد مرا
زندگي يك نفسم مايه ي شادي نشده است
آه اگر مرگ نخواهد كه كند شاد مرا
ترسم از ضعف ، پريدن ز قفس نتوانم
گر كه صياد ، زماني كند آزاد مرا
آرزوي چمنم كم كمك از خاطر رفت
بس در اين كنج قفس بال و پر افتاد مرا
يك دل و اين همه آشوب و غم و درد عماد
كاشكي مادر ايام نميزاد مرا
عماد خراسانی
.
1
- ۴.۶k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط