زندگی سخت پارت ۱۶ جینسو
#جیسو
بعد داشنگاه رفتم پارک نشستم رو یه صندلی
به بازی بچه ها نگاه میکردم
یهو چشم به یه کی از همکلاسی هام خورد که یک بچه رو اورده بود پارک
یعنی اون از الان بچه داره؟😐
منو دید اومد کنارم نشست
_سلام
_سلام
_همینطور که امروز خودمو معرفی کردم جین هستم
_بله منم جیسو هستم
اون بچه هه اومد سمت جین
_این کیه
_اینشون هم دانشگاهیم جیسو هست
خیلی ناز بود بهش لبخند زدم
_اسمت چیه
_من هانا هستم
_اخی چه اسم نازی مثل خودت
روبه جین کرد
_دوست دخترته؟
_ها نه نه
خندم گرفت
_چند سالشه
_۶ سالشه
_اها
جین بلند شد و اون دختررو برد
هانا روبه من کرد
_داداشم تو این کاراست مواظب خودت باش
پس خواهر جین هست
بعد داشنگاه رفتم پارک نشستم رو یه صندلی
به بازی بچه ها نگاه میکردم
یهو چشم به یه کی از همکلاسی هام خورد که یک بچه رو اورده بود پارک
یعنی اون از الان بچه داره؟😐
منو دید اومد کنارم نشست
_سلام
_سلام
_همینطور که امروز خودمو معرفی کردم جین هستم
_بله منم جیسو هستم
اون بچه هه اومد سمت جین
_این کیه
_اینشون هم دانشگاهیم جیسو هست
خیلی ناز بود بهش لبخند زدم
_اسمت چیه
_من هانا هستم
_اخی چه اسم نازی مثل خودت
روبه جین کرد
_دوست دخترته؟
_ها نه نه
خندم گرفت
_چند سالشه
_۶ سالشه
_اها
جین بلند شد و اون دختررو برد
هانا روبه من کرد
_داداشم تو این کاراست مواظب خودت باش
پس خواهر جین هست
- ۱۴.۴k
- ۱۷ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط