{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش من و تو

کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه های
کتابخانه ای عمومی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب
تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند …
دیدگاه ها (۱)

.

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

از بزرگترین کتابخانه #اروپا دیدن کنیدکتابخانه بیرمنگام یک می...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

عجیب است…گاهی کسی را داری،اما دلت برایش تنگ می‌شود،برای حرف‌...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط