‌
یک روز چشم وا می کنی و می بینی
همه ی فصل ها و ماه ها و روزها برایت شبیه به هم اند.
در پنج شنبه همان احساسی را داری که در شنبه داری و غروب دوشنبه برایت با غروب جمعه، هیچ فرقی ندارد!
بهار فقط بهار است و پاییز، فقط پاییز...
دیگر زیباییِ گلها، تو را به وجد نمی آورَد، خِش خشِ برگ ها تو را یادِ کسی نمی اندازد و جدول های کنار خیابان را که می بینی؛ به سرت هوای قدم زدن و دیوانگی نمی زند!
تنهاییِ پروانه ها دلت را نمی لرزانَد، مقصد قاصدک ها برایت مهم نیست و دنبالِ شجره نامه ی جیرجیرک ها نمی گردی!
یک روز چشم وا می کنی و می بینی که زندگی را بیش از اندازه جدی گرفته ای و تمام تلاشی که می کنی برای زنده ماندن است، نه زندگی کردن!
از یک جایی به بعد، همه چیزِ جهان برایت تکراریست، نه اشتیاقی برای عاشقِ کسی شدن داری و نه انگیزه ای برای عاشقانه با کسی حرف زدن!
تمام زندگی ات طبق فرمول یکنواختِ منطق، پیش می رود و دیگر هیچ آرزوی عجیبی در سرت نداری...
آدم ها لابه لای مشکلات و سختی ها بزرگ می شوند اما بدان که آن روز، تو بزرگ نشده ای! فقط کودک بلند پرواز درونت را کشته ای...
بزرگ شدن اینقدرها ترسناک نیست!
‌ #نرگس_صرافیان_طوفان‌
‌
دیدگاه ها (۱۱)

گهگاهی بخوابصبح یک روز روشن، به طوز عجیبی احسای پوچی می کنی؛...

┄┄┄┅┅𑁍❤️𑁍┅┅┄┄┄‌فرقے نمے ڪند 🌸💫اول هفتہ باشد ،وسط هفتہ یا آخر...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

وقتی تو چشم دشمن راست راست نگاه کنی و بگی ما اصلا دنبال زدن ...

موسیقی

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

من هیچ‌وقت آن‌قدر سرم شلوغ نمی‌شود که دلم برایت تنگ نشود… حت...

اولین بارانِ پاییز رادر آغوشِ چه کسی سر می‌کنی؟چه کسی قرار ا...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط