دریا عاشق بود...

دریا عاشق بود...
این را وقتی فهمیدم
که ارمغان صدف هایش,
ناز ارغوان غروب هایش,
به رحم نمی آورد دل بیرحم ساحل را...
این را وقتی فهمیدم...
که پس میزد ساحل...
نوازش گرم موج روی ماسه را...
و دریا
باز تقلا میکرد
طوفان میکرد با موج...
بیقرار میشد با مد...
و دل می ربود با جزر...
و آسمان هر بار...
میگرفت...
از تکرار هر روزه ی این دلبری دلدادگی
و شبانگاه,
باران میشد...
از حال زار سوزناک دریا... ساحل جغرافیای دلم...
ناز پرورده ی آسمان ابری ام...
ماهی دوست داشتنی قلب بی تابم...
تو بی رحمی...
این را وقتی فهمیدم...
که تکرار هرروزه ی موج بغض دلشوره هایم را'
ندیدی...
دیدگاه ها (۱)

🌅🌊✨ غروب آفتاب در ساحل زیبای فرح‌آباد 😍💛🌞🌊 وقتی خورشید آرام‌...

پارت ۳۳ (بازم هشدار👁🫵)ساسکه تقریبا زیپ ژاکت ناروتو را کامل پ...

تک پارتی

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

🔴 یک تصویر عالی برعنداز سوز ببینید تا حالتون خوب بشه🔹 پلاکار...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

the end-part 1

دلبر رئیس

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

‏🦙 [۱۹:۴۵ به وقت چین]یه چیزی شبیه ولاگ خراب‌شده دارم، دوست د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط