#روزاول

#روزاول
دین و دل دادم ز دست
تا چو آرد بر سر پایان من
راز خودهر چند پنهان داشتم
فاش کرد این دیدهٔ گریان من
دیدگاه ها (۱)

در این صحرا چو لاله داغ دارم      به دل سوز غمی جانکاه دارمم...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

عاشقانه های شبنم

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

#🦋 شاعرانه_مندلم اندر طلبِ یار، گرفتار بگشتعقل حیران و پریشا...

بر سر تربت ما چون گذری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط