{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام عمر سخن از تـو گفته ام چـه شود؟

تمام عمر سخن از تـو گفته ام چـه شود؟
کـه وقت مرگ بود نامت آخرین سخنم
گریستم بـه تـو، یک عمر و از تـو می‌خواهم
در آخرین نفسم باز بر تـو گریه کنم
در آشیانه تن با تـو بوده ام مانوس
مباد بی تـو از این آشیانهِ پر بزنم
سری کـه خاک تـو نبود بـه دورش اندازم
دلی کـه بر تـو نسوزد در آتشش فکنم
بـه خاک کربلا سجدهِ کرده ام عمری
کـه بوی تربت پاک تـو خیزد از کفنم
کریم تر ز کریمان روزگار تویی
گناه کارتر از هر گناهکار منم
بـه چشم مـن نگهی کن کـه وقت جان دادن
تـو را نگه کنم و جان برآید از بدنم
ز سرشکستگی میثم از گنه فریاد
مگر بـه سنگ شـما خانواده سر شکنم
دیدگاه ها (۸)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🏴 نوحهٔ حماسی «ترازِ غیرت و پیمان» | دکترینِ حَد••• ──────『 ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

صلی الله علیک یا اباعبداللهبـه خاک کربلا سجدهِ کرده ام عمریک...

هزار مرتبه گر سر برند از بدنمخدا نیاورد آن دم کـه از تـو دل ...

ز آه سینه سوزان،ترانه میسازمچو نی ز مایه جان این فسانه میساز...

درآن نفس که بمیرم درآرزوی تو باشمبه آن امید دهم جان که خاک ک...

دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به بالین ، می گذار...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

تو نباشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط