خرم آن روزی که آن یار دل آرامم رسد
خرم آن روزی که آن یار دل آرامم رسد
نوبت دیدار رخسارش سرانجامم رسد
مهر روی او نمایان گردد از پشت نقاب
پرتو خورشید رویش بر لب بامم رسد
آید از سویش ندایی عاشقان آمد حبیب
از سوی آن دلبر دردانه پیغامم رسد
جرعه جامی دهند از شربت ناب وصال
از شراب وصل او هنگامه کامم رسد
عاقبت آید به پایان دوره هجران و غم
یوسف کنعانم آن یار گل اندامم رسد
خوش زمانی میشود در پرتو انوار دوست
در جوارش بهترین دوران و ایامم رسد
دوره ای گردد سراسر نور و عشق و عاطفه
در پناهش بیکران الطاف و انعامم رسد
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
نوبت دیدار رخسارش سرانجامم رسد
مهر روی او نمایان گردد از پشت نقاب
پرتو خورشید رویش بر لب بامم رسد
آید از سویش ندایی عاشقان آمد حبیب
از سوی آن دلبر دردانه پیغامم رسد
جرعه جامی دهند از شربت ناب وصال
از شراب وصل او هنگامه کامم رسد
عاقبت آید به پایان دوره هجران و غم
یوسف کنعانم آن یار گل اندامم رسد
خوش زمانی میشود در پرتو انوار دوست
در جوارش بهترین دوران و ایامم رسد
دوره ای گردد سراسر نور و عشق و عاطفه
در پناهش بیکران الطاف و انعامم رسد
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
- ۹۶۸
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط