دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد

دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
سر من مست جمالت دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد

مولانا
دیدگاه ها (۱)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

دل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو...

‌دل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای ت...

سر من مست جمالت دل من دام خیالتگهر دیده نثار کف دریای تو دار...

سر من مست جمالتدل من دام خیالتگهر دیده نثار کف دریای تو دارد...

سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالتگُهرِ دیده نثارِ، کفِ در...

سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالتگُهرِ دیده نثارِ، کفِ در...

دل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو...

سرِ من مستِ جمالت، دلِ من دامِ خیالتگُهرِ دیده نثارِ، کفِ در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط