{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نيست

یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نيست
عشق اگر خيمه زند ملک جهان این همه نيست

نکته ای هست در این پرده که عاشق داند
ور نه چشم و لب و رخسار و دهان این همه نيست

مگر از کوچهٔ انصاف درآید یوسف
ور نه سرمایهٔ سودا زدگان این همه نيست

کوه کن تا به دل اندیشهٔ شيرین دارد
گر به مژگان بکند کوه گران این همه نيست

از دو بينی بگذر تا به حقيقت بينی
که ميان حرم و دیر مغان این همه نيست

چار تکبير بزن زان که به بازار جهان
بایع و مشتری و سود و زیان این همه نيست

گر نهان عشوهٔ چشم تو نگردد پيدا
فتنه انگيزی پيدا و نهان این همه نيست

اثر شست تو خون همه را ریخت به خاک
ور نه در کش مکش تير و کمان این همه نيست

هيچکس ره به ميان تو ز موی تو نبرد
با وجودی که ز مو تا به ميان این همه نيست

خود مگر روز جزا رخ بنمایی ورنه
جلوهٔ حور و تماشای جنان این همه نيست

تو ندانی نتوان نقش تو بستن به گمان
زان که در حوصلهٔ وهم و گمان این همه نيست

جام می نوش به یاد شه جمشيد شعار
که مدار فلک و دور زمان این همه نيست

شاه دریا دل بخشنده ملک ناصردین
که بر همت او حاصل کان این همه نيست

آن چه من زان دهن تنگ، فروغی دیدم
کی توان گفت که تقریر زبان این همه نيست

#فروغی_بسطامی

#پست_جدید #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۴)

Attar#050622

با این شعر و نوا حال کنید

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در خرابات مغان نور خدا میبینماین عجب بین که چه نوری ز کجا می...

بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه

بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه..!!

گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست، هستیا دلم مشتاق آن رخس...

تا صورت زیبای تو از پرده عیان شدیک باره پری از نظر خلق نهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط