دیده آحر ای همه دنیای دل

دیده آحر ای همه دنیای دل
ای همه سرمایه ی سوادی دل
در وجودم آتشی افروختی
با محبت تار پودم دوختی
همدمی در خلوت شب های من
شادی روح دا تنها ی من
در تو معنای صفا را یافتم
گشتم عمری تا وفا را یافتم
ای نگاهت گرمتر از باده ها
ای دلت پاگیزه چون سجاده ها
ذره ام خورشید بی همتا تویی
قطره ای اشکم شبنم دریا تویی
تا به دل درد آشنای می کنیر
بر وجود من خدایی می کنی
دیدگاه ها (۷)

هرچه کردم که شوم با تو هم آغوش ، نشدیا کُنم قصه ی عشقُ تو فر...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای به ...

گلشن کردستانی

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو ام سنگین شدهای به ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

🌹 قصیده زیبایی در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام🌹 کعبه زب...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط