{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه
عشق کاری کرده که تبریز می‌سوزد در آه

بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستارخان بی‌سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

هر کسی بعد از تو من را دید، گفت از رعد و برق
کنده پیر بلوطی سوخت، نه یک مشت کاه

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیخا را بیندازد به چاه

آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن، آدم است و اشتباه

سوختم دیدم قدیمی‌ها چه زیبا گفته‌اند
«دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه




حامد عسکری
دیدگاه ها (۱۰)

من مدتی است ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تواین ...

مگر چند نفر توانسته اندسر روی شانه های تو بگذارندو از آنهامگ...

ﻓﺎﻝ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ... ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻧﯿﺖ ﮐﻨﯽ؟می شود ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﺍﺣﺴﺎﺱ...

سیدعلی صالحی

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می ...

با من برنـــــو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبری...

✅بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌ خواهعشق کاری کرده که تبریز می...

رفیقم کجایی

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می ...

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌ خواهعشق کاری کرده که تبریز می...

✅بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد

با من برنو به دوش یاغی مــشروطه‌ خواهعـشق کـاری کرده که تبری...

این پست هیچ مخاطب خاصی ندارد. با من برنـــــو به دوش یاغی مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط