{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت

#چشمانت...
با مَنِ برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواه
عشق کاری کرده که تبریز می‌سوزد در آه
بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟
با منِ تنهاتر از ستارخان ِ بی سپاه
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه
هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کُنده پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه
آدمی‌زادست و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم‌ست و سیب خوردن آدم‌ست و اشتباه
سوختم دیدم قدیمی‌ها چه زیبا گفته‌اند
«دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه...
☆☆☆
#من‌و‌موجا...
منو موجا هر روز سیلی زدن
شکستم ولی صخره بار اومدم
کنارم نبودی ببینی چطور
با این بی کسی‌ها کنار اومدم
نمی‌گم که منت بذارم سرت
نمی‌گم که من از همه بهترم
تو که خوب می‌دونی چی از دست رفت
تو که خوب می‌دونی چی اومد سرم
حواسم بهت هست که دلواپسی
می‌دونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
پر از جمعه‌های بدون توئم
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین‌تر از سابقم
تو یک روز میای من دلم روشنه...♡
☆☆☆
ب یاد تو از درد جان مینویسم!
👇
من باغ زمستان زده دارم تو نداری من خرمن طوفان زده دارم تو نداری
از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت
یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری 
من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی
من دست به قرآن زده دارم تو نداری
من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی :
من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری ))
#هرمزگان‌زیبا
#بندرعباس
#ابراهیم‌منصفی_رامی‌جنوب
#چوکِ‌بندر
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

#رهانکن...مرا به خود وامگذار که تحقیر میشومدر وادی تو آزادم ...

#رهایی‌از‌عشقِ‌بی‌بها...گاه سرنوشت، انسان را نه به قعر فاجعه...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ ات وارد اتاق کار کوک ش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط