{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تکرار نمی شوم ...

من تکرار نمی شوم ...

ولی یک روزی میرسد که ...

یک ملافه ی سفید پایان میدهد ...

به شیطنت هایم

به بازیگوشی هایم

به خنده های بلندم

روزی که همه با دیدن عکسم می گویند :

دیونه دلمون برات تنگ شده ...

و ...

تمام

دیگر من نیستم ...
دیدگاه ها (۷)

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

سناریو تهیونگ

«در دنیایی که هر روز با تیغ‌های تیزِ کلمات، می‌کوشند حجابِ م...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط