{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
دیدگاه ها (۲۷)

از بین تمام گره‌هایی که تو زندگیم داشتم فقط تونستم گره هندزف...

پسر: دردت اومد؟دختر: واسه چی؟پسر: مگه تو از آسمون نیفتادی زم...

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم ! از لج تو ...

وقتــــی مــی گویـــمـــ : برایـــمــ دعــا کــــن یـــعنـــ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

فراتر از خویش

می‌گوید:هزار عیب و دوصد نقص در وجودِ من است؛تو اما با نگاهِ ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

عاشقانه های شبنم

یه کاروان گل لاله ، تو موج شیون و نالهرفتن از این خاک ، به س...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

عکس_زیبا

توضيحات: روز تولد ای ان مادربزرگش که خیلی دوست اش داشت فوت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط