{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه‌ی حرف های نامجون:

ادامه‌ی حرف های نامجون:
ما انسان‌ها در برابر بیماری، بلایا، فقر و انزوا آسیب‌پذیریم و اگه بخت باهامون یار نباشه، ممکنه یهو توی لحظه‌ای سخت و غیرقابل تحمل سقوط کنیم. زندگی واقعاً سخته و اگه لحظات کوچیک شادی رو پیدا نکنیم، ممکنه خودمونو توی لنزی تحریف‌شده از افسردگی و اضطراب ببینیم، که در نهایت زندگی رو برامون تحمل ناپذیر میکنه. اگه مغز رو به حال خودش رها کنین، به سمت موجی از احساسات و افکار منفی میره که شما رو به جهنم ناتوانی و بی‌اختیاری میکشونه. پس نباید به مغز اجازه بدین هر طور که میخواد شما رو هدایت کنه.

منم شب‌هایی که به‌راحتی خوابم نمیبره، به این فکر می‌کنم که افراد بی‌شماری مثل من درگیر افسردگی و اضطرابشون هستن و خواب رو از چشماشون ربوده. گاهی حس می‌کنم با غم بی‌پایان انسان‌های ناشناس پیوند خوردم. با خودم میگم: "همه انسانن، و زندگی برای همه سخته." بعدش، این افکار رو رها می‌کنم، به لمس ملحفه‌ای که روی دستم قرار داره توجه می‌کنم و از صدای نفس‌های خانوادم که همیشه میشنیدم، شادی تازه‌ای کشف می‌کنم. به این ترتیب، نه در گذشته و نه در آینده، بلکه در لحظه، الان زندگی می‌کنم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

مزخرف نباشید

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

#معرفی_کتابツ 📚این کتاب رو چند روز پیش اگه اشتباه نکنم تموم ک...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط