مادر من… 🥺❤️🩹
مادر من… 🥺❤️🩹
گاهی به زندگیت فکر میکنم و از خودم میپرسم چطور تونستی اینهمه سختی رو تحمل کنی و هنوز سرپا بمونی؟ چطور اینهمه درد رو توی دلت ریختی و باز برای زندگی جنگیدی؟
به موهای سفیدی نگاه میکنم که انگار هر تارش قصهای از رنجهای توئه… به چروکهای دستات نگاه میکنم؛ دستهایی که نمیدونم چند بار از خستگی لرزیدن، چند بار اشکهاشون رو پنهون کردن و چند بار با وجود تمام خستگیها، باز برای زندگی تلاش کردن…
مادر، من بهت افتخار میکنم… به صبوریت، به طاقتت، به قلب بزرگی که با وجود تمام نامهربونیهای زندگی، هنوز میتپه و هنوز مادره… ❤️
اما مادر جان، یه چیزی همیشه گوشهی قلبم سنگینی میکنه؛ اینکه نتونستم اونجوری که لایقشی، خوشحالت کنم. نتونستم تمام سختیهات رو جبران کنم و اونقدر که دلم میخواست، برات کاری انجام بدم… شرمندتم مادر، خیلی شرمندتم. 🥺💔
#مادر#خاص #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #لایک_بازنشر_یادت_نره #ویسگون #ستایش_قلب_سربی #دلتنگی #دلبرانه
گاهی به زندگیت فکر میکنم و از خودم میپرسم چطور تونستی اینهمه سختی رو تحمل کنی و هنوز سرپا بمونی؟ چطور اینهمه درد رو توی دلت ریختی و باز برای زندگی جنگیدی؟
به موهای سفیدی نگاه میکنم که انگار هر تارش قصهای از رنجهای توئه… به چروکهای دستات نگاه میکنم؛ دستهایی که نمیدونم چند بار از خستگی لرزیدن، چند بار اشکهاشون رو پنهون کردن و چند بار با وجود تمام خستگیها، باز برای زندگی تلاش کردن…
مادر، من بهت افتخار میکنم… به صبوریت، به طاقتت، به قلب بزرگی که با وجود تمام نامهربونیهای زندگی، هنوز میتپه و هنوز مادره… ❤️
اما مادر جان، یه چیزی همیشه گوشهی قلبم سنگینی میکنه؛ اینکه نتونستم اونجوری که لایقشی، خوشحالت کنم. نتونستم تمام سختیهات رو جبران کنم و اونقدر که دلم میخواست، برات کاری انجام بدم… شرمندتم مادر، خیلی شرمندتم. 🥺💔
#مادر#خاص #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #لایک_بازنشر_یادت_نره #ویسگون #ستایش_قلب_سربی #دلتنگی #دلبرانه
- ۴.۶k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط