...

...
سرشارم از #خیااااااال ولی این کفاف نیست
.
.
.
گفتم: بنشین! می خواهم کمی خیالم آسوده شود،
نشستی روبرویم
اما
پر شدم از خیاااالت!
دیدگاه ها (۱)

گشته‌ام، حوصله‌ای نیست! چه می‌دانی تو...من پُر از «منزوی»‌ام...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

به هوش مصنوعی گفتم که اگه من توی دنیای انیمه جوجوتسو کایسن ب...

داشتم قهرمان ضیعف کلاس می دیدم هی می گفتم‌ این پسره بوم...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

آخرین بازمانده از عشق

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

قایقی خواهم ساخت ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط