بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمت دوم : حضرت عباس، پیش از علمداری، ابوالفضل بودند :
باید با تأمل و بصیرت بیاندیشیم که ابوالفضل یعنی چه و از چه زمانی و چرا ایشان را پدر فضل و دانش لقب دادند؟ آیا به خاطر همراهی با امام حسین علیه السلام در کربلا، علمداری، سقایت و شهادت بود؟! و حال آن که ایشان را از کودکی ابوالفضل میخواندند، چنان که حضرت زینب علیهاالسلام را از همان دوران امیرالمؤمنین علیه السلام، عقیله میخواندند.
حضرت ابوالفضل، بنده خاص خدا و دست پرورده مولی الموحدین، در علم، دانش، حکمت، اخلاق و فضیلت بودند و از همان کودکی، اسوه توحید. روزی حضرت علی علیه السلام، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک. عباس گفت: یک. امام فرمود: بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شد جواب داد : شرم میکنم با زبانی که خدا را به یگانگی خواندهام، دو بگویم.
حضرت ابوالفضل علیه السلام، ولایت شناس بود و بالتبع دشمن شناس آن هم نه شناختی که صرفاً به تفسیر، تحلیل، درس، کتابت و به اصطلاح تئوری خلاصه شود؛ بلکه اوج معرفت، ایمان، اخلاص و مودت خود را در میدان عمل به ظهور رسانده و تجلی میدادند و همیشه به موقع، با بصیرت و با شجاعت، در صحنه های رویایی با دشمن حاضر بودند و به همین دلیل او را به رزمندگی بیشتر می شناسند.
در جنگ صفین، با این که شاید نوجوانی 12 ساله بودند، در کنار پدر با لشکر معاویه، آن چنان میجنگید که همه خوف رویارویی با او را داشتند در دوران ده ساله امامت حضرت امام حسن علیه السلام، علمدار جنگ نرم بودند، در دوران ده ساله امام حسین علیه السلام نیز همینطور و بالاخره در کربلا؛ و میدانیم که ایشان در کربلا نیز فقط جنگآوری شجاع نبودند، بلکه نمودهای درایت، بصیرت، ادب، اخلاق، شجاعت، ایثار و اخلاص ایشان، کمتر از علمداری یا سقایت نبود.
ابوالفضل : در روایات تاریخی میخوانیم که عدهای به امام سجاد علیه السلام گفتند: پدر شما با 72 تن قیام کرد و به شهادت رسید، شما نیز قیام کنید، آخرش همه شهید میشویم! ایشان فرمودند: پدرم هفتاد و دو یار داشتند، من اگر هفت یار داشتم، قیام میکردم مشهور است که امام صادق علیه السلام هزاران شاگرد داشتند؛ به ایشان عرض شد: جد شما با این تعداد اندک قیام کردند، شما چرا قیام نمیکنید و حال این که ما با این تعداد انبوه هستیم؟! ایشان فرمودند: اگر به تعداد بزغالههای این گله نیز یار داشتم، قیام میکردم روای گوید: پس از نماز، آنها را شمردم، شانزده رأس بودند.(ادامه دارد...)
قسمت دوم : حضرت عباس، پیش از علمداری، ابوالفضل بودند :
باید با تأمل و بصیرت بیاندیشیم که ابوالفضل یعنی چه و از چه زمانی و چرا ایشان را پدر فضل و دانش لقب دادند؟ آیا به خاطر همراهی با امام حسین علیه السلام در کربلا، علمداری، سقایت و شهادت بود؟! و حال آن که ایشان را از کودکی ابوالفضل میخواندند، چنان که حضرت زینب علیهاالسلام را از همان دوران امیرالمؤمنین علیه السلام، عقیله میخواندند.
حضرت ابوالفضل، بنده خاص خدا و دست پرورده مولی الموحدین، در علم، دانش، حکمت، اخلاق و فضیلت بودند و از همان کودکی، اسوه توحید. روزی حضرت علی علیه السلام، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک. عباس گفت: یک. امام فرمود: بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شد جواب داد : شرم میکنم با زبانی که خدا را به یگانگی خواندهام، دو بگویم.
حضرت ابوالفضل علیه السلام، ولایت شناس بود و بالتبع دشمن شناس آن هم نه شناختی که صرفاً به تفسیر، تحلیل، درس، کتابت و به اصطلاح تئوری خلاصه شود؛ بلکه اوج معرفت، ایمان، اخلاص و مودت خود را در میدان عمل به ظهور رسانده و تجلی میدادند و همیشه به موقع، با بصیرت و با شجاعت، در صحنه های رویایی با دشمن حاضر بودند و به همین دلیل او را به رزمندگی بیشتر می شناسند.
در جنگ صفین، با این که شاید نوجوانی 12 ساله بودند، در کنار پدر با لشکر معاویه، آن چنان میجنگید که همه خوف رویارویی با او را داشتند در دوران ده ساله امامت حضرت امام حسن علیه السلام، علمدار جنگ نرم بودند، در دوران ده ساله امام حسین علیه السلام نیز همینطور و بالاخره در کربلا؛ و میدانیم که ایشان در کربلا نیز فقط جنگآوری شجاع نبودند، بلکه نمودهای درایت، بصیرت، ادب، اخلاق، شجاعت، ایثار و اخلاص ایشان، کمتر از علمداری یا سقایت نبود.
ابوالفضل : در روایات تاریخی میخوانیم که عدهای به امام سجاد علیه السلام گفتند: پدر شما با 72 تن قیام کرد و به شهادت رسید، شما نیز قیام کنید، آخرش همه شهید میشویم! ایشان فرمودند: پدرم هفتاد و دو یار داشتند، من اگر هفت یار داشتم، قیام میکردم مشهور است که امام صادق علیه السلام هزاران شاگرد داشتند؛ به ایشان عرض شد: جد شما با این تعداد اندک قیام کردند، شما چرا قیام نمیکنید و حال این که ما با این تعداد انبوه هستیم؟! ایشان فرمودند: اگر به تعداد بزغالههای این گله نیز یار داشتم، قیام میکردم روای گوید: پس از نماز، آنها را شمردم، شانزده رأس بودند.(ادامه دارد...)
- ۷۹۴
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط