سناریو اسلیترین

وقتی مریض میشیم و اونا ازمون مراقبت میکنن
*درخواستی*
(خیلی ایده نداشتم واسه این سناریو)

تام:
او چون تاحالا از کسی مراقبت نکرده بود نمیدونست دقیقن باید چیکار کنم اما همش معجون درست می‌کرد و نگرانت بود نشونش نمی‌داد اما واقعن می‌ترسید که چیزیت بشه‌ و برعکس همیشه که ساکت هست همش باهات صحبت میکرد چون می‌ترسید بیهوش شی و دیگه بیدار نشی

متیو:
همش کنارت بود و دستتو یا پیشونیتو میبوسید و می‌گفت فدا سرت اگر مریض شم. برات گیتار میزد و فیلم کمدی مینداخت. چرت و پرت میگفت و سعی میکرد بخندونتت و از کلاس ها برات تعریف میکرد.

دراکو:
این بنده خدا واقعن ترسیده بود و نمیدونست باید
چیکار کنه. دائم پیش مادام پامفری میبردتت. خودش تورو به حموم می‌برد و با هم دوش می‌گرفتید.

تئودور:
تئودور خیلی سعی می‌کرد برات جوک تعریف کنه. باهم اهنگ گوش میدین. توی اون چند وقت مریضیت جلوی تو لب سیگار نمیزنه. همش لبتو میبوسه و میگه چرا تو
مریضی ولی من سالمم.

ریگولوس:
این بچه برات کتاب میخونه کلی و حواسش بهت هست. با موهات بازی میکنه. برات پیانو میزنه. سعی میکنه با شطرنج بازی کردن حالت رو خوب کنه. هرشب موقع خواب بغلت میکنه

لورنزو:
هرروز مریضیت بلند میشد و برات سوپ و غذا درست می‌کرد. تا صبح حواسش بود تا سر وقت قرص هاتو بخوری. همش بهت میگه چطوری حتی وقتی مریض هستی انقدر خوشگلی؟

حمایت کنید قشنگا🫶🏼
دیدگاه ها (۵)

Mikey

Kazutora

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

Izana

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

سناریو ناروتو

وقتی کاراکترهای «جوجوتسو کایسن» روتون کراش دارن ولی هنوز اعت...

✨️✨️✨️✨️✨️سوتفاهم ( چویا ور~) ا.ت یک خبرنگاره و به خاطر شغلش...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط