{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل از من بُرد و روی از من نهان کرد

دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شبِ تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
چرا چون لاله خونین‌دل نباشم
که با من نرگس او سرگران کرد
میان مهربانان چون توان گفت
که یار من چنین گفت و چنان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقتست
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابرو‌کمان کرد
دیدگاه ها (۳)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

دل از من برد و روی از من نهان کردخدا را با که این بازی توان ...

دل از من برد و روی از من نهان کردخدا را با که این بازی توان ...

کپشن

دل از من برد و روی از من نهان کردخدا را با که این بازی توان ...

خوبای قم/خوبای تهران/خوبای ایران

دل از من برد و روی از من نهان کردخدا را با که این بازی توان ...

‌ دل از من برد و روی از من نهان کرد خــدا را با که این بــ...

دِل از من برد و روی از من نهان کرد،خدا را با که این بازی توا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط