"آقامون"

"آقامون"
شاکی شده...
گفته دیگه حق ندارم تو...
ویسگون


کنار شما عزیزام باشم ....
دلم براتون تنگ میشه
جای منو خالی کنید نبودم.بالاخره مرد دیگه, غیرت داره,حساسه لطفا تو این چند دقیقه ای که دارم میرم با دمپایی ابری بکوبم تودهنشو برگردم
جایی نرید ...
دیدگاه ها (۱۱)

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p30.$ : خیلی خب. خودت خ...

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت چهاردهمیونا با ناباوری به کانگ ن...

رفتار سرد

(وقتی روت حساس بود و...)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط