قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه میکرد.
قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه میکرد.
آقای افتخاری گفت:
قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.
قاسم گفت:
آقا اجازه؟ ما از قورباغه میترسیم.
آقای افتخاری گفت:
ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون.
ساسان گفت:
آقا اجازه؟ ما هم میترسیم.
آقای افتخاری گفت:
بچه ها! کی از قورباغه نمیترسد؟
من گفتم:
آقا اجازه؟ ما نمیترسیم.
آقای افتخاری گفت:
کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون ...
گمان میکنم که یکی مَرا لو داده باشد؛ وگرنه آقای افتخاری از کجا میدانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟!
"زنده یاد منوچهر احترامی"
(خالق اثر: حسنی نگو، یه دسته گل)
آقای افتخاری گفت:
قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.
قاسم گفت:
آقا اجازه؟ ما از قورباغه میترسیم.
آقای افتخاری گفت:
ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون.
ساسان گفت:
آقا اجازه؟ ما هم میترسیم.
آقای افتخاری گفت:
بچه ها! کی از قورباغه نمیترسد؟
من گفتم:
آقا اجازه؟ ما نمیترسیم.
آقای افتخاری گفت:
کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون ...
گمان میکنم که یکی مَرا لو داده باشد؛ وگرنه آقای افتخاری از کجا میدانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟!
"زنده یاد منوچهر احترامی"
(خالق اثر: حسنی نگو، یه دسته گل)
- ۱.۱k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط