{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه می‌کرد.

قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه می‌کرد.
آقای افتخاری گفت:
قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.
قاسم گفت:
آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‌ترسیم.
آقای افتخاری گفت:
ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون.
ساسان گفت:
آقا اجازه؟ ما هم می‌ترسیم.
آقای افتخاری گفت:
بچه ها! کی از قورباغه نمی‌ترسد؟
من گفتم:
آقا اجازه؟ ما نمی‌ترسیم.
آقای افتخاری گفت:
کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون ...

گمان می‌کنم که یکی مَرا لو داده باشد؛ وگرنه آقای افتخاری از کجا می‌دانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟!

"زنده یاد منوچهر احترامی"
(خالق اثر: حسنی نگو، یه دسته گل)
دیدگاه ها (۲)

hkhkhkh

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔با کلا...

قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه می‌کرد.آقای افتخاری گفت: قاسم...

بهترین کتابهایی که خوانده ام متون ماندگارقورباغه توی کلاس وَ...

قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه می‌کرد ...آقای افتخاری گفت:قا...

قورباغه توی کلاس وَرجه وُرجه میکرد. آقای افتخاری گفت : قاسم ...

قورباغه توی کلاس وَرجه وُرجه میکرد … خانم امیری گفت : مرجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط