{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام داستانی رو براتون بگم که تو یک کتاب خوندم

میخوام داستانی رو براتون بگم که تو یک کتاب خوندم
نمیخوام نارحتتون کنم ولی...
یک دخرته بود که شادترین و کیوت ترین و پر انرژی ترین بچه ای بود که همه میشناختنش
این دختره همیشه خیلی مهربون و خون گرم بود.... همه رو خیلی دوست داشت و به همه ابراز محبت و علاقه میکرد... به همه اعتماد میکرد... به همه احترام میزاشت و اونارو بزرگ میکرد
تا این که یکروز همونایی که بهشون ابراز علاقه میکرد... همونایی که اعتماد میکرد... همونایی که احترام میزاشت... همه و همه بهش گفتن هیچ ارزشی نداره براشون و خودش رو اینقدر نچسبونه بهشون...
دختره خیلی دلش شکست هرچی سعی کرد اونارو بخاطر حرفاشون ببخشه اما نتونست...
تا اینکه یک روز تصمیم خودش رو میگیره... دیگه اون ادم قبل نمیشه... دیگه به هیچ کس علاقه ای نداره...
به هیچ کس اعتماد نداره... هیچ کس براش مهم نیست... دقیقا مثل یک مرده متحرک بود... بدنش دیگه مثل قبل گرم نبود... عین یه روح سرد سرد بود... چشماش قلعه یخی بود... قلبش از سنگ... به خاطر این کارش خیلی موفق میشه..
حالا که اینکارو کرد همه جذبش میشن... همه بهش ابراز علاقه میکنن... اما دیگه کنی به اونا نگاهم نمیکنه... اما یکی از کسایی که همیشه پیشش بوده چی؟ اون هم باید جواب بی معرفتی بقیه رو بده؟
دختره دیگه به هیچکس فکر نمیکرد... تا اینکه یک روز وقتی چشماش رو بسته بود یاد یکی از دوستاش افتاد... یه چیزی یادش اومد... یادش اومد یکی وقتی میخواست ازون چاه تاریک در بیاد از جلوتر چراغ رو نگه داشته بود و راه رو روشن کرده بود... اون هنوزم مثل قبل بهش ابراز علاقه میکرد هنوزم دوسش داشت...
دختر فهمید در چه بدی در حق دوستش کرده... میفهمید چقدر برای دوستش سخته... چون دقیقا کاری کرده بود که دوستای دیگش باهاش کردن... الان اون دختر خیلی پشیمونه... ولی نه میتونه قلب سنگین رو کنار بزاره نه میتونه سختی این شرایط برای دوستش رو تحمل کنه...















شاید کتاب زندگی من بود ???
دیدگاه ها (۱۲)

سلام خشملاصبحتون بخیرببخشید دیشب رفت نبودم نیمه تاریک زر زر ...

جیمین شیییی اینکارو با من نکننننننننن

بچه ها جدی میگم اگه خودمو بکشم واقعا میمیرم؟

جوری که این عکسو برای دوستم فرستادم میگه چرا از خودت عکس میف...

ادیت جدید زدومم از آهنگ مورد علاقه این روزام :»»خوشحال میشم ...

💚گروه NF (ایده‌آل‌گرها)💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚ه* **INFJ:** اون دقیقاً می‌...

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

شاهزاده دوست داشتنی من

📌بومگیو (تی اکس تی) در یکی از فن‌ساین‌های اخیرش با رفتار نام...

بادشکن p12ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با...

ستاره دنباله دار پارت:۳۲

part:12ات:آره زیاد میام اینجااون تو درسام کمکم کرد منم اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط