جن زیبا
پارت ۴
رونیا : بزار قبل رفتن خودمو بهت معرفی کنم .....من یه جن هستم در اصل دختر لوسیفرم و یکی از شاهزاده های جهنم (لبخند)
کوک : (تعجب ) همه یاینا یه شوخیه ارع .....
رونیا : انتظار این حرفو ازت نداشتم تو بال های منو حتی شیطان درونم رو دید موقع ترسوندن اون ه.رزه ها
کوک : .........(مکث ) چرا ...به اینجا اومدی میخوای منو بکشی .....
رونیا : (خنده جذاب) نه پادشاه من اومدم یخ چیزی رو ازت بدزدم
کوک : اون چیع ؟(تعجب)
رونیا :قلبت ( به کوک نزدیک میشه )
میدونی ...تو نمیتونیمنو از اینجا بیرون کنی من به خاطر تو به زمین میام ..و به خاطر عشق به تو حاضرم به پدرم پشت کنم و یه انسان شم تا تورو عاش قخودم کنم ۲۵ ساله دارم توی این اتاق نگاهت میکنم بنظرت شاید سال زیادی باشه ولی من حاضرم ۱۰۰۰ سال دیگه هم نگاهت کنم ولی قلبم دیگه طاقت ندارع تنها چیز یکه میخواد تویی تنها اسمی که دوست دارع بشنوه اسم توعه ...من توی جهنم خواستگار های زیادی دارم ولی فقط تو به چشم من میای فقط ترو دوست دارم خواه میکنم باورم داشته باش و عاشقم شو ( بغض )
کوک ویو
اون لحظه چشمای زیباش به رنگ یه اقیانوس شدع بود نا حالا اینقدر احساس دوست داشته شدن نداشتم
واقع این یه جنه !..... ولی من نمیتونم دوسش داشته باشم ( توی دلش)
رونیا :این حرفارو نزن(داد ،بغض) من تبدیل به یه انسان میشم ولی فکر اینکه ولت کنم یا ولم کنی رو از سرت بیرون کن
کوک : من فقط ۲ ساعته تورو میشناسم بعد میخوای به زودی تمام این چیزایی که گفتی رو هضم کنم ..
ادامه دارد
رونیا : بزار قبل رفتن خودمو بهت معرفی کنم .....من یه جن هستم در اصل دختر لوسیفرم و یکی از شاهزاده های جهنم (لبخند)
کوک : (تعجب ) همه یاینا یه شوخیه ارع .....
رونیا : انتظار این حرفو ازت نداشتم تو بال های منو حتی شیطان درونم رو دید موقع ترسوندن اون ه.رزه ها
کوک : .........(مکث ) چرا ...به اینجا اومدی میخوای منو بکشی .....
رونیا : (خنده جذاب) نه پادشاه من اومدم یخ چیزی رو ازت بدزدم
کوک : اون چیع ؟(تعجب)
رونیا :قلبت ( به کوک نزدیک میشه )
میدونی ...تو نمیتونیمنو از اینجا بیرون کنی من به خاطر تو به زمین میام ..و به خاطر عشق به تو حاضرم به پدرم پشت کنم و یه انسان شم تا تورو عاش قخودم کنم ۲۵ ساله دارم توی این اتاق نگاهت میکنم بنظرت شاید سال زیادی باشه ولی من حاضرم ۱۰۰۰ سال دیگه هم نگاهت کنم ولی قلبم دیگه طاقت ندارع تنها چیز یکه میخواد تویی تنها اسمی که دوست دارع بشنوه اسم توعه ...من توی جهنم خواستگار های زیادی دارم ولی فقط تو به چشم من میای فقط ترو دوست دارم خواه میکنم باورم داشته باش و عاشقم شو ( بغض )
کوک ویو
اون لحظه چشمای زیباش به رنگ یه اقیانوس شدع بود نا حالا اینقدر احساس دوست داشته شدن نداشتم
واقع این یه جنه !..... ولی من نمیتونم دوسش داشته باشم ( توی دلش)
رونیا :این حرفارو نزن(داد ،بغض) من تبدیل به یه انسان میشم ولی فکر اینکه ولت کنم یا ولم کنی رو از سرت بیرون کن
کوک : من فقط ۲ ساعته تورو میشناسم بعد میخوای به زودی تمام این چیزایی که گفتی رو هضم کنم ..
ادامه دارد
- ۲۴.۱k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط